|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم بنا براین مصاحب رسول خدا صلی الله علیه وآله در غار«عبدالله بن اریقط بن بکر» بوده است . وبر فرض که بگوییم که مصاحب پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در غار ابوبکر بوده است باید پرسید:(در اینجا سؤالاتی مطرح میشود که پیروان مکتب خلفا باید پاسخ گوی آن باشند ) 1ـاگر ابوبکر به دلیل آیه شریفه «ثانی اثنین اذ هما فی الغار...» شایستگی خلافت را داشته است،چرا امیر مؤمنان علیه السلام که آیه«مباهله»[1]،«آیه تطهیر»[2]،«آیه مودت»[3]و صدها آیه دیگر[4] که به اعتراف مفسرین اهل سنت درباره امام امیرمؤمنان علی علیه السلام نازل شده است، بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله احق مردم برای خلافت نباشد؟ [1].خداوند در آیه مباهله امیر مؤمنان علی علیه السلام را نفس پیامبر صلی الله علیه وآله خطاب کرده و میفرماید:«قل تعالواندع ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله علی الکاذبین».سوره عمران آیه 61 [2].خداوند در آیه تطهیر اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله که از جمله آنها امیر مؤمنان علی علیه السلام میباشد را از هرگونه رجس و پلیدی پاک و مبرا دانسته و میفرماید:«انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل بیت و طهرهم تطهیراً»سوره احزاب آیه 33 روات و محدثین و مفسرین اهل سنت میگویند که این آیه شریفه در حق پیامبر و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام نازل شده است(در اینجا به دلیل کثرت اسناد ازعلما اهل سنت از خوانندگان گرامی پوزش میطلبم، اگر کسی هست که در این مطالب شک دارد و میخواهد که اسناد را ذکر کنم در قسمت نظرات میتواند اعلام کندتا با کمال میل در پستی جداگانه تمام آنها را ذکر کنم.) به دلیل وجود کثرت مدارک و اسناد از علما اهل سنت در موارد بالا و مورد حاضر ناگزیر به ذکر آنها در این پست هستم تا کسی در صحت مطالب شک نکند و جویندگان حقیقت را ارضاء نماید: [3]به اعتراف روات و محدثین و مفسرین اهل سنت آیه مودت در شأن علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام نازل شده است . بعضی از مصادر شأن نزول این آیه عبارت است از:تفسیر کشاف ،زمخشری ،ط مصطفی محمد،ج3،ص402و ط بیرو ت ،ج4،ص220- تفسیر کبیر فخر رازی ،ط عبدالرحمن مصر ،ج27،ص166و ج7ص405-شواهد التنزیل،حاکم حسکانی ، ج2 ،ص 130،ح822 و823و824و825و826و827و828و832و833و834و838 – مناقب علی ابن ابی طالب،ابن مغازلی شافعی ص307، ح352-صواعق المحرقه، ابن حجر مکی،ط میمنة مصر ،ج101و 135و ط محمدیه مصر ،ص168و 225-کفایةالطالب،گنجی شافعی ،ط حیدریه ص91،و ط الغری ،ص31-ینابیع المودة،قندوزی حنفی،ط اسلامبول ص106 و ط حیدریه ص123و ط عرفان ج1، ص105-فرائد السمطین ،ج1،ص20 و ج2 ص13،ح359-تفسیرابن کثیر ،ج3، 483و 484و 485-فصول المهمة،ابن صباغ المالکی ص8- التسهیل لعلوم التنزیل،کلبی،ج3،ص137-تفسیر المنیرلمعالم التنزیل،جاوی،ج2،ص183- الاصابة،ابن حجر عسقلانی،ج2،ص502 و ج4،ص367-الاتقان فی علوم القرآن،جلال الدین سیوطی،ج4،ص240-اسعاف الراغبین ،صبان،بهامش نورالابصار،ص104 و 105 106-فتح القدیر شوکانی ،ج4،ص279-نور الابصار شبلنجی،102-الاستیعاب، ابن عبدالبر،بهامش الاصابة ،ج3،ص37-ینابیع المودة،قندوزی الحنفی،ص107 و 108 و 228 و 229 و 230 و 244 و 260 و 294 و -عقدالفرید،ابن عبد ربه مالکی،ج4،ص311-فتح البیان،صدیق حسن خان،ج7،ص 363 و 364 و 365-ریاض النضرة،محب الدین الطبری الشافعی ج2 ،ص248-تاریخ الکبیر ،بخاری ،ج1ص69 رقم1719 و 2174-نظم دررالمسطین،زرندی الحنفی ،ص133 و 238 و 239 -معالم التنزیل بغوی الشافعی مطبوع البهامش تفسیر الخازن،ج5،ص213-مرآةالجنان ،یافعی،ج1،ص109-الاتحاف بحب الاشراف،شبراوی الشافعی،ص5-معجم الصغیر ،طبرانی،ج1،ص65 -تفسیر کبیر فخر رازی ،ج2،ص700-تاریخ الخلفاء جلال الدین سیوطی ،ص169-مقتل الحسین علیه السلام خوارزمی الحنفی،ص75-تفسیر الخازن ج5،ص213 -سیرةالحلبیة،برهان الدین الحلبی الشافعی ،ج3،ص212-ریاض النضرة،محب الدین الطبری الشافعی ،ج2،ص248-مجمع الزوائد ،هیثمی الشافعی،ج9ص168-انساب الاشراف ، بلاذری ،ج2،ص104،ح38-و................ [4].حاکم حسکانی از بزرگان علمای عامه است و از جمله تألیفات او کتاب«شواهد التنزیل» است که در این کتاب 210 آیه در شأن امیر مؤمنان علی علیه السلام نازل شده جمع آوری کرده است.و نیز بزرگان از علماء اهل سنت این روایت را نقل کردهاند که ابن عباس(حبرامت)گفت:«نزل فی علی ثلاث مائة آیة من کتاب الله عزّوجلّ» «در مدح امیرمؤ نان علی علیه السلام سیصد آیه نازل گزدیده است» تاریخ مدینه دمشق ،ابن عساکر ،ترجمةالامام علی بن ابی طالب علیه السلام ،ج2،ص31،ح934- کفایة الطالب ،کنجی الشافعی ،ص 231- تاریخ خلفاء ،جلال الدین سیوطی ، ص172-نور الابصار شبلنجی ،ص73-ینابیع المودة ،قندوزی الحنفی،ص126و286-صواعق المحرقة ،ابن حجر مکی،ص125-اسعاف الراغبین ،مطبوع بهامش نور الابصار ،ص160-سیرةالنبویة ،زینی دحلان ،مطبوع بهامش سیرة الحلبیة،ج2،ص11-و ................. از دوستان گرامی و کسانی که این مطلب را میخوانند عذر میخواهم از اینکه خیلی از اسناد را نوشتهام باید ببخشید این به این دلیل است که بعضی از پیروان مکتب خلفا با اینکه این همه در کتب خودشان شأن نزول آیات را در حق حضرت علی علیه السلام و فرزندان ایشان میبینند باز آنها را به راحتی یا به کسان دیگری ربط میدهند و یا آنها را رد میکنند. ادامه دارد....
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 0:5 توسط شبير
|
|
||
|
|
|
|
|
طلاق عایشه و حفصه اذیت و آزار پیامبر اکرم ص توسط عایشه و حفصه مخالفت عایشه با خدا و پیامبر اکرم ص عایشه و حفصه در حالیکه قرآن میفرماید: وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ. اما بارها با خدا و رسول خدا مخالفت کردند: شادی عایشه و حفصه از شهادت حضرت علی علیه السلام عایشه و حفصه از قتل امیرالمومنین علی بن ابیطالب شاد شدند. وعایشه سجده شکر بجا آورد.(۷) قتل هزاران نفر به سبب عایشه در بصره دستور قتل هفتاد نفر از نگهبانان بیت المال آنجا را صادر کرد تا بر اموال موجود در آن دست یابند. (تاریخ طبری ج۳ص۴۸۶) آرزوی مرگ عایشه توسط حضرت رسول ص عایشه میگوید: رسول خدا آرزومند مرگ من بود و میگفت: دوست داشتم تا زنده هستم پیش بیاید که بر تو نماز بخوانم و تو را دفن کنم. (الطبقات ابن سعد ج۲ص۲۰۶) فتنه اینجاست !!! رسول خدا ص درباره منزل عایشه فرمود: فتنه اینجاست فتنه اینجاست فتنه اینجاست. از اینجا شاخ شیطان بیرون می آید. بخاری ج۴ص۴۶ عایشه و تهمت شرکت پیامبر اکرم در مجلس غنا و رقص!!! آیا میشود همسر پیامبر (عایشه و حفصه) خیانتکار و کافر باشد؟؟؟ یکی از مسائلی که همواره پیروان خلفا مطرح میکنند این است که چطور ممکن است همسر پیامبر این چنین جنایتکار و تبهکار باشد. و این همه روایات جعلی برای خراب کردن چهره پیامبر ص نقل کرده باشد. و یا اینقدر پیامبر ص را اذیت کند که ایشان آرزوی مرگ عایشه را کند. اما این برای اولین بار در تاریخ نیست که می بینیم نزدیکان یکی از اولیای خدا کافر و خیانتکار است. همه میدانیم که پسر حضرت نوح علیه السلام از کسانی بود که در طوفان غرق شد. همچنین خداوند درباره عایشه و حفصه میفرماید: ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَاِمْرَأَةَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ. ------------------------------------- |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 2:36 توسط دشمن قسم خورده ی خلفا (مدیر)
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم از امتیازاتی که اهل سنت برای ابوبکر قائلند مصاحبت ابوبکر در غار با پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله است . از این قبیل یکی از امتیازاتی که ذهبی در «تاریخ اسلام»برای ابوبکر به شمار آورده و او را به همین دلیل شایسته خلافت دانسته این است که میگوید : به دلیل نزول آیه شریفه: "ثانی اثنین اذ هما فی الغار اذ یقول لصاحبه لا تحزن ان الله معنا"[1] که به قول ذهبی حکایت از حضور ابوبکر در کنار رسول الله صلی الله علیه و آله در غار ثور دارد شایستگی او را در امر خلافت میرساند.حال باید دید که آیا مصاحب پیامبر اکرم صلوات الله علیه در غار ابوبکر بوده است یا خیر؟ بخاري در صحیح خود بر نازل نشدن آیه غار در حق ابوبکر صحه گذاشته است زیرا که عایشه نزول آن ایه را در حق ابوبکر نفی کرده و گفته است: «هیچ آیه قرآن در حق ما نازل نشده است».[2] و این مطلب را عایشه در حضور هزار تن از صحابه در عصر معاویه از جمله برادرش عبدالرحمن بن ابی بکر و مروان حکم بیان کرد و همگی آنها ادعای وی را در این زمینه تأیید کردند و این دلیلی بسیار قوی بر دروغ بودن روایت اخبار روایت شده در باره ابوبکر در غار میباشد و اگر چنانچه عدهای از اصحاب اعتقاد بر حضور ابوبکر در غار داشتند حتماً بواسطه آیه غار و حضور ابوبکر در غار با عایشه به مخالفت میپرداختند. ودلائل دیگر بر عدم حضور ابوبکر در غار فراوان است که طالبین میتوانند به کتاب ارزشمند «صاحب الغار ابوبکر أم رجل آخر»تألیف فاضل ارجمند و محقق اندیشمند،حجةالاسلام نجاح الطائی مراجعه نمایند.که معظم له در این کتاب ، قضیه حضور ابوبکر در غار را به صورت علمی و مستند به روایات صحیح و متواتر و شواهد و قرائن فراوان رد کرده و ثابت نموده که شخصی که به عنوان راهنما، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را تا غار «ثور» همراهی کرد،«عبدالله بن اریقط بن بکر» بوده است .لکن فریبکاران حزب قریش اقدام به اجرای نقشه تغییر در نام ابوبکر نمودند ، تا نام وی موافق نام «عبدالله بن بکر» گردد، به همین سبب نام او(ابوبکر) را که «عتیق»بود و (قبلاً ذکر گردید که دلیل نام عتیق بر ابوبکر چه بوده است.)به «عبدالله» تغییر نام دادند[3] و تنها مطلب بلقیمانده ایجاد تغییر بین «ابن بکر» و «ابی بکر» بود ، و برای گروه فریب و تزویر بسیار ساده و آسان بوده و احتیاج به چیزی جز یک نقطه بر حرف«ی» نداشتند و در زمانی که خط عربی فاقد نقطه بود ، چنین تغییری بسیار ساده وآسان بوده است ، و این تصحیف و تحریف استمرار پیدا کرد تا آ نکه نام «عمر بن الحطاب» را به خاطر سبک شمردن «ابن عاص» حرفه حطایی یعنی هیزم شکنی به «عمر بن الخطاب» تغییر دادند [4]. واین در حالی بود که اسم ساختگی در «خطاب» به گوش احدی از صحابه نخورده بود. [1]:سوره توبه ،آیه 40. [2].صحیح بخاری ، ج6،ص42 ط دارالکفر بیروت؛تاریخ ابن اثیر، ج3،ص199؛الاغانی،ج16،ص90البدایة و النهایة ،ج8،ص96؛التحفةاللطیفة، سخاوی ،ج2،ص504و... [3].مختصر تاریخ مدینه دمشق ،ابن عساکر ،ج13،ص35 [4].شرح نهج البلاغه ،ابن ابی الحدید، ج8،ص15و 174. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 23:12 توسط شبير
|
|
||